Ronald Robertson

حسین میرزایی

دانشجوی دکترای تخصصی بازیابی اطلاعات

مدیریت دانش در شرکت های کوچک و متوسط

موسسات و شرکت‌های کوچک و متوسط همانند هر سازمان دیگری به مدیریت دانش نیاز خواهند داشت. اما برنامه مدیریت دانش در این دسته از سازمان‌ها، متناسب با شرایط و نیازهای آنها، متفاوت خواهد بود. در ادامه به بررسی اهمیت مدیریت دانش در این نوع از سازمان‌ها پرداخته می‌شود.

مزیت رقابتی؛ کلید موفقیت سازمان‌های کوچک و متوسط

   تلاش برای بهبود و افزایش کارآمدی و نیز کسب مزیت رقابتی و حفظ آن در میان رقبا، هدف تمامی مدیران سازمان‌های اقتصادی، واحدهای تولیدی، صنعتی، موسسات مالی و خدماتی است. در عصر حاضر و با نیل به اهمیت و نقش دانش در کسب مزیت رقابتی، مدیریت دانش اهمیتی مضاعف پیدا کرده و به عنوان یک ابزار مهم در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی شناخته می‌شود.

   در سازمان‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط (SME)، کسب مزیت رقابتی به مراتب اهمیت بالاتری خواهد داشت. شرکت‌ها و موسسات کوچک غالبا از لحاظ بودجه و منابع مالی، امکانات، منابع انسانی و... در محدودیت هستند. این محدودیت‌­ها لزوم بهره‌وری هرچه بیشتر از کمترین مقدار منابع را برای این قبیل از شرکت‌ها به امری مهم تبدیل کرده است. از سوی دیگر حیات تجاری اینگونه موسسات وابسته به موفقیت آنها در بازاریابی و ارائه محصولات و خدمات بهتر به مشتریان خواهد بود. به همین دلیل کسب، نگهداری و توسعه مزیت رقابتی برای اینگونه موسسات و سازمان‌ها، بسیار امر حائز اهمیت و با ارزشی تلقی می‌شود.

 

مدیریت دانش در سازمان‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط

   مدیریت دانش یک ابزار قدرتمند در دستیابی به مزیت رقابتی برای سازمان‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط است. اساس رقابت‌مندی سازمانی در اقتصاد کنونی، استفاده از دانش سازمانی است. شرکت‌ها و سازمان‌هایی که بتوانند به صورت عملیاتی دانش موجود در سازمان خود را کسب کرده و از آن در جهت فرایندهای کسب و کار استفاده نمایند، خواهند توانست تا برای خود یک مزیت رقابتی ایجاد نمایند که منجر به تداوم حیات سازمانی آنها خواهد شد.

   درک صحیح از مدیریت دانش و طراحی و استقرار یک برنامه مدیریت دانش صحیح و کاربردی، به حفظ و توسعه مزیت رقابتی انجامیده و ادامه حیات سازمانی و تجاری اینگونه موسسات و شرکت‌ها را بهبود می‌بخشد. به همین جهت شرکت‌های کوچک و متوسط مدیریت دانش را به عنوان یکی از فعالیت‌های مطرح برای اثربخشی فعالیت‌های خود در نظر می‌گیرند.

   اما از سوی دیگر، از آنجا که نرخ شکست پروژه‌های مدیریت دانش بسیار قابل توجه است، شناخت عوامل اساسی موفقیت می‌تواند این شرکت‌ها را در نیازسنجی، برنامه‌ریزی، اجرا و پیاده‌سازی مدیریت دانش یاری دهد تا احتمال شکست پروژه‌های مدیریت دانش کاهش یابد. هر سازمانی متناسب با ماهیت سازمانی خود، نیازها، منابع، ساختار و فرهنگ سازمانی خود؛ به یک برنامه مدیریت دانش متمایز و اختصاصی نیاز دارد. آنچه که مسلم است، این است که اینگونه سازمان‌ها نیز به مدیریت دانش نیازمند بوده و در پی انجام آن خواهند بود اما باید این نکته را در نظر داشت که یک نظام مدیریت دانش در موسسات و سازمان‌های کوچک و تخصصی، به طبع به دلیل گستره محدودتر اینگونه سازمان‌ها نسبت به دیگر موسسات و شرکت‌ها؛ مولفه‌ها، فعالیت‌ها و راهبردهای متفاوتی را نیز در بر خواهد داشت.

نظرات