حسین میرزایی
- ایمیلmirzaaei.hossein@gmail.com
- تلفن09379780514
مدیریت دانش سازمانی
بررسی تاریخچه و اهمیت مدیریت دانش در سازمان
در مقالات قبلی به تبیین مفاهیم اطلاعات و دانش و نیز تمایز این دو از یکدیگر پرداخته شد. حال پس از آشنایی با کلیت مدیریت دانش، نیاز است تا مدیریت دانش را به صورت تخصصی تر مورد بررسی قرار داده و نقش و اهمیت آن را در سازمان ها بررسی کنیم.
تاریخچه
در سال 1979، یک حسابدار سوئدی به نام اریک سیوبی با یک مسئله جدی روبرو شد. سیوبی متوجه شد که دفاتر حسابداری سازمانی که او در آنجا کار می کرد، یک مقدار مشخصی از ارزش را نشان می داد، در حالی که ارزش واقعی آن سازمان به مراتب بیشتر از این بود. سیوبی متوجه شد که دفاتر حسابداری سازمان تنها ارزش دارایی فیزیکی آن سازمان را نشان می دهند اما ارزش اصلی سازمان به چیزی که کارکنان سازمان به عنوان یک مغز جمعی تشکیل داده بودند، وابسته است. او این یافته را تحت عنوان "دارایی ناملموس" سازمان و یا "دارایی فکری" معرفی کرد.
البته نیاز به آگاهی از ارزش سرمایه های فکری و توجه به دانش، قبل از سیوبی نیز مورد بررسی قرار گرفته بود. پترز در سال 1959، دانش را به عنوان منبع رقابت معرفی کرد و پولانی در دهه 1960، مفهوم دانش و لزوم شناخت آن را مطرح کرده بود (رادینگ، 1383: 36). با این همه پس از ارائه مفهوم دارایی های فکری توسط سیوبی و قرار دادن آن در کنار دارایی های ملموس بود که این موضوع به شکل جدی در دستورکار نظریه پردازان علم مدیریت و سازمان های بزرگ قرار گرفت.
پس از سیوبی، پیتر دراکر نخستین کسی بود که توجه به ارزش دارایی های فکری را در عموم افراد جامعه ایجاد کرد. دراکر معتقد بود که سرمایه، منابع طبیعی و نیروی کار دیگر اصلی ترین منبع اقتصادی نیستند، بلکه این دانش است که به عنوان مهم ترین و اصلی ترین منبع اقتصادی بنیادی خواهد بود.
شناخت دانش به عنوان یک منبع و ابزار قدرت، موجب ظهور نظریه های نوینی در حوزه مدیریت دانش و در پس آن، ظهور سازمان های دانشی شد. این امر نشان داد که دانش در شکل های مختلف، یک سرمایه و دارایی است و سرمایه گذاری در آن مستقیما به بهبود و توسعه کالاها یا خدمات منجر می شود.

دانش سازمانی
به صورت کلی، سازمان ها با دو نوع از دانش در ارتباط خواهند بود. پولانی این دانش را به صورت زیر دسته بندی می کند:
1) دانش آشکار: این نوع دانش که دانش صریح و مدون نیز خوانده می شود، بیان کننده دانشی است که در قالب زبان نظام مند و رسمی قابل انتقال است. به عبارت بهتر دانش آشکار قابل ذخیره سازی بوده و به راحتی منتقل می شود.
2) دانش نهان: این نوع دانش که دانش ضمنی نیز خوانده می شود، در ذهن افراد جای دارد. در واقع دانش نهان یک دانش شخصی است که در تجربیات هر فرد نهفته است. این دانش به وضوح ابراز نشده و قابل انتقال نمی باشد. اما توسط خود فرد و بر اساس تجربیات گوناگون او کسب شده و درک می شود. این دانش زمینه ساز دانش رسمی است.
دانش نهان، ارزشمندترین دارایی هر سازمان است. این دانش در ذهن افراد سازمان قرار دارد به نسبت تجربیات کاری هر فرد، متفاوت و متغیر خواهد بود. هرچه یک فرد تجربه رویارویی با مسائل کاری بیشتری را داشته باشد، دانش نهان او نیز به نسبت بیشتر خواهد بود.
بنابراین به راحتی می توان بیان کرد که هدف مدیریت دانش سازمانی تبدیل دانش نهان هر فرد به دانش آشکار است. به بیان بهتر مدیریت دانش به صورت کلی عبارت است از تلاش برای کشف دارایی های نهفته در ذهن افراد درون یک سازمان و تبدیل این دارایی ها به دارایی های سازمانی(دانش سازمانی)، به شکلی که مجموعه وسیعی از افرادی که در تصمیم گیری های سازمان دخیل هستند بتوانند از آن استفاده کنند.
پس مدیریت دانش فرایندی است که به سازمان ها کمک می کند تا اطلاعات مهم را پیدا کرده، سازماندهی کرده و ذخیره کنند تا از آن ها به بهترین شکل ممکن در جهت انجام فعالیت های خود استفاده کنند. تا اینجا با کلیت مدیریت دانش در سازمان آشنا شدیم. در مقالات بعدی، زیرساخت های مورد نیاز و نیز مدل های مدیریت دانش در سازمان را بررسی خواهیم کرد.
مقالات مرتبط: