Ronald Robertson

حسین میرزایی

دانشجوی دکترای تخصصی بازیابی اطلاعات

اهمیت ساختار سازمانی در پیاده سازی مدیریت دانش

ساختار سازمانی چیست؟ بررسی اهمیت ساختار حامی دانش در پیاده سازی و استقرار مدیریت دانش سازمانی

   یک سازمان، نوعی از یک واحد اجتماعی تشکیل شده از افراد است که برای دستیابی به اهداف جمعی مدیریت می شوند. در هر سازمانی یک ساختار خاص وجود دارد که روابط بین کارمندان مختلف، وظایف، نقش ها و مسئولیت های آنها را تعریف می کند. در واقع ساختار سازمانی روشی است که یک سازمان برای نظم دادن به کارکنان و فعالیت های خود در پیش می گیرد تا بتواند از این طریق وظایف را به بهترین شکل انجام دهد و به اهدافش برسد. با استفاده از این روش، نقش ها، مسئولیت ها، حدود قدرت و اختیارات هر بخش یا فرد در سازمان تعیین و مدیریت می شود و نحوه انتقال اطلاعات بین سطوح مختلف یک سازمان نشان داده می شود.

   همانگونه که در مقالات پیشین ارائه شد، امروزه دانش از جمله مهمترین دارایی های هر سازمان محسوب می شود. استفاده از دارایی های دانشی سازمان برای دستیابی به مزیت رقابتی، به این معنی است که در تمامی ابعاد ساختار سازمانی باید به دانش توجه شود. در واقع سازمان ها برای اینکه بتوانند دارایی های دانشی خود را حفظ کرده و توسعه دهند، باید ساختار سازمانی خود را به ساختار حامی دانش تبدیل کنند. ساختار حامی دانش ساختاری است که بر مبنای تولید، به کارگیری، اشتراک گذاری، ذخیره سازی و استفاده از دانش در تمام سطوح سازمان ایجاد شده باشد.

   بین ساختار سازمانی و مدیریت دانش سازمان، یک ارتباط دو سویه وجود دارد. ساختار سازمانی یکی از مولفه های حائز اهمیت در پیاده سازی و اجرای کارآمد مدیریت دانش در سازمان است. در توجه به ساختار سازمانی به عنوان یک زیرساخت مدیریت دانش، ما به دنبال سنجش میزان آمادگی سازمان برای پیاده سازی مدیریت دانش، ایجاد یک محیط اشتراکی و تبادلی دانش در سطح سازمان و نیز ایجاد یک محیط تعاملی برای استفاده از دانش خارج از سازمان خواهیم بود. از سویی دیگر، مدیریت دانش اصولی به سازمان این امکان را می دهد تا نقاط قوت در ساختار سازمانی خود را شناسایی کرده و در جهت دستیابی به اهداف خود از آنها حداکثر استفاده را کند. علاوه بر این، مدیریت دانش نقاط ضعف ساختار سازمان را نیز شناسایی می کند. به این ترتیب سازمان می تواند با استفاده از فرصت های خود و توجه به این نقاط ضعف، برای رفع و بهبود آنها اقدام کند.

                                                                  

ساختار حامی دانش

   پیاده سازی و اجرای کارآمد و اصولی مدیریت دانش در بطن یک سازمان بدون در نظر گرفتن ساختار سازمانی آن، امکان پذیر نخواهد بود. اگر ساختار سازمان در سطح مناسبی نباشد، چیزی جز اتلاف منابع مالی و انسانی در پی نخواهد داشت. بنابراین یکی از فعالیت های اولیه و اصلی در توجه به ساختار سازمانی به عنوان یک زیرساخت مدیریت دانش، سنجش میزان آمادگی ساختار سازمانی برای مدیریت دانش است. پس ضروری است که سازمان ها قبل از هر اقدامی، از آمادگی ساختار خود در ارتباط با استقرار مدیریت دانش اطمینان حاصل نمایند. ساختارهای سازمانی غیر منعطف و سلسله مراتبی، به یکی از موانع پیاده سازی صحیح مدیریت دانش در یک سازمان تبدیل می شوند.

   سازمان ها برای مدیریت و کنترل موثر دانش باید از ساختار مناسبی برخوردار باشند. در واقع ساختار سازمانی باید به شکل یک ساختار حامی دانش تغییر و بهبود پیدا کند. پیش تر بیان شد که ساختار حامی دانش، ساختاری است که بر مبنای تولید، به کارگیری، اشتراک گذاری، ذخیره سازی و استفاده از دانش در تمام سطوح سازمان ایجاد شده باشد.

برای بهبود ساختار سازمانی و تبدیل آن به یک ساختار حامی دانش، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تحول و تغییر ساختار سازمانی برای تبدیل آن به ساختاری منعطف؛
  • توجه به مشارکت حداکثری کارکنان سازمان در تصمیم گیری ها؛
  • بسط و گسترش روابط شبکه ای در میان کارکنان و مدیران سازمان؛
  • ایجاد کانال های ارتباطی غیر رسمی برای انتقال اطلاعات و دانش در تمامی سطوح سازمان؛
  • افزایش شفافیت در تصمیم گیری ها، اقدامات، فرایندها و قوانین سازمانی؛
  • توجه به انجام مشارکتی و گروهی فعالیت ها و پروژه های کاری

    به عنوان سخن پایانی، می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که ساختار سازمانی، یکی از زمینه های آمادگی سازمان برای پذیرش فرایند های مدیریت دانش است. بنابراین نیاز است تا سازمان ها برای استقرار درست و کارآمد مدیریت دانش، به آن توجه کرده و به سطح آمادگی لازم برسند.

مقالات مرتبط:

پیاده سازی مدیریت دانش

نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش سازمانی

یادگیری سازمانی در مدیریت دانش

نظرات